تبليغاتX
مثلا روی عکس زیر کلیک راست کنید و آن را ذخیره کنید!!

بهار ماندگار من
رفتن دلیل نبودن نیست
ردپای عشق

در کشاکش شبهای بی ستاره و روزهای ابری ،چشمانم هنوز به دنبال اثری از او می گردد، نشانه ای که مرا رهنمون شود به سوی آنچه با تمام وجود آن را می طلبم .
از حصار تنهائیم که بیرون می خزم ، سرما تا مغز استخوانم پیش می رود و چنان سردم می شود که گویا هرگز گرم نخواهم شد. اما باز هم می خواهم به دنبال آن بی نشان تمام شهر غربت را زیر و رو کنم.
با فشار هر قدم بر روی سنگ فرشهای کوچه های خالی از عبور ، صدای فریاد برفها گوشم را ر می کند و ناله وحشی باد دلم را می لرزاند، راه سخت ، سرد و پرنشیب است و من مصمم به یافتن آن گمشده همچنان می روم.....
نمی دانم چه ساعتی از شب گذشته است و نمی دانم چقدر از راه را پیموده ام ، اما اکنون اینجا آسمان آبی است، ستاره ها چشمک زنان به چشمان مشتاق من لبخند می زنند و ماه با همان چهره صبور و ثابت همیشگی ردپاهای خسته مرا بر روی برفها دنبال می کند و من همچنان می روم. در گوشه ای از سیاهی شب پرتویی از مهتاب راه باریکی را به سوی افق روشن می کند و من با تمام وجود به سوی دست نقره فام مهتاب می دوم. اینجا چقدر گرم است و چقدرروشن و روی برفها چه ردّ زیبا و درخشان تا طلوع خورشید کشیده شده است، ردپایی از عشق که مرا تا کلبه نور می برد.
نمی دانم راز دار نگاه من کیست؟ نمی دانم از وفای چه کسی می توان شور و التهاب  خواستن را جستجو کرد؟ بی وفایی در این زمانه چگونه قلبها را می شکاند و امیدها را به یأس مبدل می سازدو نمی دانم چه کسی قلب خسته ام را تسکین می دهد و شعله های عشق را در نهانم زنده می سازد. تورا می شناسم تویی که بهترین و مستحکم ترین تکیه گاه منی ...........   دوستت دارم .

دل من دست بردار دیگه بسته انتظار
       دیگه هی اسمشو تو به یاد من نیار
                 اون دیگه نمیاد عمرتو هدر نکن
                            دل من ، دل من ، منو در به در نکن
                                   دل من دیگه بسه آخه اون که می خوای تو دیگه نمی یاد

باید بدونی که یه روزی دوباره اون اگه بیاد
          اونوقت می بینی که اون دیگه حتی تو رو نمی خواد
                   دل من ، اینجوری آخه تنها می مونی
                          دل من غم تو واسه من خیلی تلخه
                                   می دونم تنهایی آخه تنهایی سخته
                                               دل من اگه ما عشق رو از سر نگیریم
                                                           یه روزی من و تو هر دو تنها می میریم

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم مرداد 1386ساعت 17:22  توسط نیما  | 

 
عضو جستجوگر سایتها و وبلاگهای فارسی زبان