تبليغاتX
مثلا روی عکس زیر کلیک راست کنید و آن را ذخیره کنید!!

بهار ماندگار من - ب
رفتن دلیل نبودن نیست

 بهار جاودانه

به نام سایبان سایه سار عشق

باد بهار عطر گل چهچهه بلبل ونسیم سحر  همه سرود عشق می خوانند و رازی را آشکار می سازند که تاکنون جرأت ابراز آن را به تو نداشته ام .قلبم گرفته   دستم بسته و جسمم گرفتار است. روحم آزاد است که هر لحظه به نزدت بیاید.

فکر پرو بال می گسترد و به د نبال آن چون عقاب بلند پروازی  که در جستجوی طعمه باشد هرگز تنهایت نگذارد.

زمانی که تو را چون امید زندگی در برابر خویش می یابم آنچه در گمان عشق دارم به قلب هدف می سازم کاش می توانستم به قلبت راه یابم. و به آن گنجینه پر قیمتی که داری دست پیدا کنم تا بدانم زوایای آن را چه کسی و به کدام سر و پیکر داده ای؟    تا بدانم آن کسی که افتخار محبتت را دارد کیست؟

آنگاه در صورت شکست خویش به پایت افتم و برای همیشه در مقابل چنین مصیبتی نابود گردم زیرا شکست عشق برای    مرد     حکم   مرگ     است.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم فروردین 1386ساعت 19:9  توسط نیما  | 

 
عضو جستجوگر سایتها و وبلاگهای فارسی زبان